الملا فتح الله الكاشاني

172

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و يا صفة آيه محذوف است اى و من آياته آية يريكم كقوله فما الدهر الا تارتان فمنهما اموت و احيى ابتغى العيش اكدح و قول خوفا و طمعا منصوبند بر علية فعلى كه لازم فعل مذكور است چه ارادهء برق بايشان مستلزم رؤية ايشانست و يا بر علية فعل مذكور بر تقدير مضاف اى اراده خوف و طمع و يا تاويل خوف و طمع باخافة و اطماع كقولك فعلته رغما للشيطان و بنا بر اين تقادير فاعل فعل معلل باشد و ميتواند بود كه منصوب باشد بر حاليت أي خائفين و طامعين كقولك كلمته شفاها * ( وَيُنَزِّلُ ) * عطفست بر يريكم يعنى از جملهء آيات او اينست كه فرو ميفرستد * ( مِنَ السَّماءِ ماءً ) * از جانب آسمان يا از ابر آبى را * ( فَيُحْيِي بِه ) * پس زنده ميگرداند به آن * ( الأَرْضَ ) * زمين را تا از او گياه تر و تازه مىرويد * ( بَعْدَ مَوْتِها ) * بعد از افسردگى و پژمردگى آن * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در برق و باران * ( لآياتٍ ) * هر آينه علامات است بر قدرت الهى * ( لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ) * براى گروهى كه تعقل كنند و عقول خود را كار فرمايند در استنباط اسباب حادثات و كيفيت تكون آن تا بر ايشان ظاهر گردد كمال قدرت صانع در هر حادثه و در كلام تفنن عبارتست به آنكه اسناد عقل بارائت برق انسب است از سماعى كه مناسب منام و ابتغا است و از اسناد تفكر در آنچه در خلق سماوات و ارض است * ( وَمِنْ آياتِه ) * و از نشانهاى توانايى او بر جميع افعال ممكنه * ( أَنْ تَقُومَ السَّماءُ ) * آن است كه ايستاده است آسمان بىستون * ( وَالأَرْضُ ) * و زمين بر بالاى آب * ( بِأَمْرِه ) * بفرمان او يعنى قيام آنها بنگاه داشت او است مر آنها را مراد ارادهء او است مر قيام هر يك از آنها را در حيز معين آن بدون مقيم محسوس و دعامه و علاقه و تعبير اقامت و حفظ بامر به جهت مبالغه است در كمال قدرت و غناى او از آلت چه اراد فكان او امر فكان ابلغست در دلالت بر اقتدار از فعل فكان و نزد بعضى مراد بامر معنى حقيقى آنست و هذا كقوله إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناه أَنْ نَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ و معنى قيام ثبات و دوامست كما يقال السوق قائمة * ( ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ ) * پس چون بخواند شما را بواسطهء اسرافيل بنفخهء اخيره * ( دَعْوَةً ) * خواندنى بدين نوع كه يا ايها الموتى اخرجوا يعنى اى مردگان بيرون آئيد * ( مِنَ الأَرْضِ ) * از زمين يعنى از قبر * ( إِذا أَنْتُمْ ) * پس آن گاه شما * ( تَخْرُجُونَ ) * بيرون آئيد از قبرهاى خود براى ثواب و حسنات و عقاب بدانكه اين جملهء شرطيه عطف است بر ان تقوم و تاويل مفرد كانه قيل و من آياته قيام السموات و الارض بامره ثم خروجكم من القبور اذا دعاكم دعوة واحدة فيقول